تبليغاتX
مکتب انسانیت

حتما تا کنون اخبار اخیر مربوط وقایع اتفاق افتاده در یعضی از کشور های عربی از جمله مصر ، یمن و تونس ... را شنیده اید و شاید هم بعضاً با شور و اشتیاق دنبال کرده اید با همان شور و اشتیاقی که مردمان کل عالم دنبال کرده اند اما این چه عنصری است که عامل موجودیت این حساسیت و اشتیاق در پی گیری عاقبت قیام این کشورها شده است ؟ این چه عامل محرکی است که آرزوی پایانی خوب و خیر برای این جنبش ها در دل مردم می کارد؟ این کدام حس مشترک است که مردم جهان را برای رسیدن به آرمان مقدس گرد هم جمع می کند و همه آنها را حامی یکدیگر قرار میدهد؟ جواب این سوالات تنها یک کلمه است و آن چیزی نیست جز "آزادی" بله آرمان مقدس و والاترینِ اهداف در دنیای بشری برای خلق جهان آزادی است انسان بطور ذاتی دوستدار و خواستار آزادی است چراکه آزاد متولد شده است و تکامل خویش را در آن می بیند هیچ چیز عرصه  را بر انسان اینگونه تنگ نمی کند که گرفتن آزادیش میکند . 

قیام ها در سراسر عالم بطور کلی به دو دسته تقسیم می گردند و رخ میدهند یا برای احقاق حق مردم اند یا برای تضعیع آن. یا به وجود می آیند که بر سر مردم بزنند یا می آیند که حق مردم را بستانند .(فرق این دو آنقدر روشن است که وقت خود را صرف توضیح آن نمیکنیم). آنکه امروز از مبارک ها و بن علی ها و ... پشتیبانی می کند. همانی است که از هیتلرها ، استالین ها و صدام ها حمایت کرده است .در این دنیا تنها دیکتاتور ها حامی دیکتاتور ها هستند. اما آنچه تاریخ در هزاران سال به ما نشان میدهد این است که نه دیکتاتور ها مانده اند و نه حامیان آنها و این تنها مردمان آزادیخواه دنیا هستند که عاقبت پیروزند . تمام کسانی که امروز در دنیا حکومتی  بر پایه دیکتاتوری علم کرده اند و بساط خون و خونریزی مردمان خویش را پهن کرده اند و از شیره جانشان می مکند و هر روز فربه تر میشوند چنان که گویی زندیگیشان را پایانی نیست باید از تاریخ درس بگیرند و در اصلاح خویش بکوشند اینها باید بدانند که در صورت ادامه حکومت دیکتاتوری و میلیتاری شان بدست مردم جهان به خفت پایین کشیده خواهند شد و سخت ترین مجازات ها در انتظارشان خواهد بود بله این خشم ملت هایی است که هیچگاه فرصت بیان عقاید خود را نداشته اند بله این فریاد خلق هایی است  که سالها شاهد غارت مال و جانشان بوده اند و دم نزدند و این چنین است که آتشفشان قیام ملتی برای آزادی گدازه های خود را بر سر دیکتاتوران عالم می ریزد و این سیر تکامل تا جایی پیش خواهد رفت که دنیایی آزاد به معنای واقعی کلمه خواهیم داشت.

صادق رخصتی

+ نوشته شده در Thu 22 Dec 2011ساعت 9:54 AM توسط صادق رخصتی |

+ نوشته شده در Mon 12 Dec 2011ساعت 0:5 AM توسط صادق رخصتی |

شروع می شود با زخمه ی اول و می لرزد . می لرزد تار دل . دیگر این مضراب است که دست تو را گرفته و رسم معرفت نشانت میدهد . نغمه آزادگی به گوش میرسد آزادتر از هر زمان و جدا از هر مکان . خودت باش دنیا جز این نیست. اینجا آخر دنیاست . این است آرمان حیات بشر . خودت باش . بگذار دلت بخندد و برقصد به دور از هر باید و نبایدی . اینجا فقط تویی و ...            و  تو .
+ نوشته شده در Fri 9 Dec 2011ساعت 11:6 PM توسط صادق رخصتی |

به نام خداوند بخشنده و مهربان
ای که افسار هستی این عالم در کف توست مرا در جایگاهی قرار ده که برای خدمت به خلقت موثرترین باشم.
در تیرگی احوال زمانه و در پس تاریکی و نومیدی امتت سپیده سحر ، چراغ راه و نور امید باشم .
برای پیکار با ظلم و ظالم در نوک سپاهیانِ سپاه بر حقت باشم.
گلویم را مجرای فریاد آزادگی کن و بگذار تا سربازت در راه رسیدن نوع بشر به آزادی باشم.
مرا بکش اگر روزی ظلم بر من رفت و من مظلوم ماندم ، مرا بکش اگر روزی مظلومی دیدم و هیچ نکردم ، مرا بکش اگر ذره ای از انسانیت بدور شدم.
مرا قوت و نیرویی ببخشا تا رحمی به ظالمین نکنم و تا آخرین ذره جانم و آخرین قطره خونم در راه انسانیت بجنگم. و تو میدانی که من پیروزم و تو میدانی که ما پیروزیم .

+ نوشته شده در Thu 4 Aug 2011ساعت 8:32 PM توسط صادق رخصتی |

تمام دغدغه امروز بشر پیدا کردن راه حلی است که خود را از ظلم در امان بدارد ظلمی که یا دیگری بر او روا داشته ویا خودش بر خود.اما بهترین راه حل کدام است ؟ چه کسی بهترین راه حل را پیشنهاد میدهد؟ و چه کسی گه راه درست را پیش پای ما قرار میدهد؟ به نظر من بهترین راه حل باید آمیخته ای از راه حل های موجود باشد . آنجه تمامی پیامبران و اشخاص بزرگ ما انسانها را به آن دعوت کرده اند از ابتدا تا کنون چیزی جز دعوت به انسانیت نبوده است و در واقع آن چیزی که دل بشریت را به دعوت اینان سوق مبدهد همان حس باطنی انسانیت درون ماست اما به علت آنکه روحیه افراد با هم متفاوت است پس یک نسخه واحد درمان همه بشر نمیتواند یاشد به عنوان مثال اسلامی که سراسر شور دعوت به انقلاب و ظلم ستیزی را در سر انسانها می پروراند متفاوت است با مسیحیتی که سراسر از صلح دوستی حتی هنگام مظلوم بودن را تبلیغ و ترویج میکند به نظر من ( به عنوان یک مسلمان) نمیتون انجیل و تورات و اوستا و ...(جتی کتب غیر آسمانی اما با ارزش)  را کنار گذاشت و تنها به یکی از آنها اکتفا نمود ما باید از مطالب تمامی اینها با اطلاع باشیم و همیشه رعایت اعتدال را در رفتار و کردار خویش داشته باشیم، آنگاه که باید برای رهایی و آزادگی خویش بجنگیم حسینی وار بجنگیم و آنگاه که باید عشق بورزیم مسیح باشیم ، ایمان خود را ابراهیم گونه نشان دهیم و اعتدال و سیاست و کردار را از محمد بیاموزیم و عادل باشیم چون علی و ...(اگر ادامه دهم طول میکشد(خیلی)) این راه آزادی و آزادگی است آنچه از ما میخواهند باشیم و باید باشیم.

+ نوشته شده در Tue 26 Jul 2011ساعت 1:35 PM توسط صادق رخصتی |